تبليغاتX
دل تنگیهام

 
 

دل تنگیهام

 
 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390

 
نه چتر با خود داشتی ،
نه روزنامه ،
نه چمدان ،

عاشقت شدم !
......
از کجا باید میفهمیدم مسافری ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  | 

 چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390
 

khodayaaaaaaaaaa shokreeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeet

 

 bo0o00o0o0o0o0o0o0o0o00o0o0o0os

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  | 

.......

 چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390
میدونم حالت خوبه و خیلی روبه راهی

میدونم بی دغدغه فکریو دلشوره داری

روزهارو سپری میکنی و شدی بیخیاله ما؟

میگی امثال من دورو ورت خیلی زیاده ها؟

کاش از همون اول این دل ازت خسته می شد

که حالا نتونی تو روم بگیری دست پیشو

به هر دری که زدم رو بهم بسته می شد

چقدر دلم به دست تو شکسته می شد

خوش به حالت چقدر دلت قرصه

و صدمه نمیزنه اصلا بهت غصه و

بغض من باعث میشه نیشت باز شه

تو دوست داری که یکی دیگه پیشت باشه

یکی که تو زندگیت مثه یه پا دو باشه

یکی که فکر تو فقط پیش کادوهاشه

یکی که هر کاری کنه و بهت سرویس بده

مهم هم نیست اینکه فقط با تو باشه

بدی هات خوبی هات و از یادم برد

چه شبایی که از دوری تو سخت خوابم برد

کارای زشتت آبروم و جلو عالم برد

چه ضربه هایی از تو این دل سادم خورد

تو هم یه ذره دلت تنگ من بود کاشکی

تویی که ادعا میکردی منو دوست داشتی

تو که می گفتی قلبت بی من میشه پاره

تو که میمردی واسه من بی اشاره

حالا خیلی سخته تو رو خودم بهم بگی طاقته

دیدن منو نداری بی من زندگی راحته

می دونم اینقده سرت شلوغه بعد یکی دوماه

اگه الان بهت زنگ بزنم جا بله بگی شما؟

یعنی این یارو اینقده به درد بخوره

که باعث شده حالتو ازم به هم بخوره؟

از منی که همه جوره با تو بودم

من که به دور از حاشیه و آتو بودم

کاشکی هیچ وقت تو زندگیم این مسیر و نداشتم

من بدبخت که جز تو هیچ کسی رو نداشتم

گذاشتی رفتی دلم غمگینه کاشکی

تو هم واسه ادامه دوستیمون انگیزه داشتی

بدی هات خوبی هات و از یادم برد

چه شبایی که از دوری تو سخت خوابم برد

کارای زشتت آبروم و جلو عالم برد

چه ضربه هایی از تو این دل سادم خورد

چقدر تو رو دور نگه داشتم از دشمنا

یه آدم خوب ساختم از یه انگشت نما

ما ها از عشق همدیگه تبزده بودیم

ماها واسه ماه ها بعدمون حرف زده بودیم

همه چی خوب بود همه چی زود زود

می گذشت و تنها غم من غم این روز بود

که تو بری و من گله کنم از دست تو

من عاشقت بودم و تو  دقیقا برعکس تو

 جای تو رو پرکنه واسم چه آدم دیگه ای؟

من تو رو می خوام ،که تو هم تو یه عالم دیگه ای

تو یه آدم دیگه ای تو زندگیت هست

تو زندگیت من چه نقشی داشتم؟

من واسه تو با دور و بری هات چه فرقی داشتم؟

آره دوستت ندارم و یه وقتی داشتم

وقتی که واسه دستای خالی دست می خواستم

آره واسه دستای خالی دست می خواستم

بدی هات خوبی هات و از یادم برد

 چه شبایی که از دوری تو سخت خوابم برد

کارای زشتت آبروم و جلو عالم برد

 چه ضربه هایی از تو این دل سادم خورد

بدی هات خوبی هات و از یادم برد

چه شبایی که از دوری تو سخت خوابم برد

کارای زشتت آبروم و جلو عالم برد

چه ضربه هایی از تو این دل سادم خورد

دیگه نمی خوام الکی کنم سخت گیری

ولی تو هم یکی مثه باقی وقت گیری

دم از عشق میزنی و میگی دوسش داری

و وقتی با اونی به یه کس دیگه ای نخ میدی؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  | 

واسه خودم

 چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390

گریه کن تو میتونی پیش اون نمیمونی

اون دیگه رفته بسه تمومش کن

گریه کن ته خطه عشق تو دیگه رفته

تو دلش یکی دیگه نشسته تمومش کن

چشم به راه نشین اینجا میمونی دیگه تنها

گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه

دست بکش دیگه از اون طفلکی دل داغون

اون دیگه خوشه فکر نکن حالتو میدونه

تنها میمونی ، آخه اینو میدونی مثل اون پیدا نمیشه

اشکات میریزه آخه اون واست عزیزه

تـوی قـلـبـته هـمـیـشــه

یادش میوفتی دلت آتیش میگیره

میگی کاش برگرده پیشم

راهی نداری تو باید طاقت بیاری

آخــه مـیـدونـی نـمـیـشــه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  | 

باورم نمیشه

 پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390
 باورم نمیشه دستات توی دست من نباشه

 رو در و دیوار خونه گرد تنهایی بپاشه 

 تو همونی که می گفتی تو دنیا

 هیچ کی مثل من پیدا نمیشه

  تو همونی که می گفتی قلبم

 مال تو باشه واسه همیشه

 باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه

 با غریبه اشناشه با غریبه مهربون شه

 تو همونی که می گفتی تو دنیا

 هیچ کی مثل من پیدا نمی شه

 تو همونی که می گفتی قلبم

 مال تو باشه واسه همیشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:55 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  | 

اگه بگم

 پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390

 

اگه بگم که قول ميدم تا هميشه باهات باشم

 اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم

 اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي

 اگه بگم بهونه ي هرنفسم تنها تويي

 اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم

 اگه بگم زندگي مو بذر بهارت مي کنم

 اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني

 اگه بگم بال مني لحظه ي پروازمني

 ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال؟

 ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال ؟

 ميشي برام ماه شبهاي بي سحر؟

 ميشي برام ستاره ي راه سفر؟

 ولي بدون هر جا باشي يا نباشي مال مني

 بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني

 براي سعادت شبا شعرامو من داد ميزنم

 گفتم اينو بنويسم که دوست دارم عزيزم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  | 

مهردادم.........

 سه شنبه ششم اردیبهشت 1390

بچه شده ام


میدانم

لج میکنم

 پاهایم را روی زمین میکوبم
 

بچه شده ام
 

تورا میخواهم

دوستت میدارم

دستهای خالی ام دهن کجی میکنند

هر جا مینگرم جای خالی تو شکنجه است

لج کرده ام

بچه شده ام

تورا میخواهم

تا نیایی

گــــــــریه میکنم

گــــــــریه میکنم


                  ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  | 

 چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390

 

یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه

 

 بیشتر زنده نیست


 

 یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله


 

 و فاصله یعنی 2 خط موازی که هیچگاه به هم نمی رسند


 

 یاد گرفتم در عشق هیچکس به اندازه خودت وفادار

نیست


 

 و یاد گرفتم هر چه عاشق تری 


 

 تنهاتری...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  | 

 چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390
 

يه روز بهم گفت:

 «مي‌خوام باهات دوست باشم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».

 بهش لبخند زدم و گفتم:

«آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی تنهام.

يه روز ديگه بهم گفت:

 «مي‌خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم:

 «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام»

. يه روز ديگه گفت:

« مي‌خوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه.بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا.

آخه مي‌دوني؟ من اينجاخيلي تنهام».

بهش لبخند زدم و گفتم:

 «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام».

 يه روز تو نامه‌ش نوشت:

 «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟من اينجا خيلي تنهام».

 براش يه لبخند كشيدم وزيرش نوشتم:

 «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلیتنهام».

يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت:

 «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».

براش يه لبخندكشيدم و زيرش نوشتم:

«آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام».

حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلی

خوشحالم و چيزی که بيشتر خوشحالم می کنه اينه که

نمی دونه من هنوز هم خيلي تنهام
...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  | 

 چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390
   

 درتمام لحظات تنهایی ام که گویی پایان نخواهد یافت

   تنها به تو می اندیشم 

به تو که احساس مرا نادیده نخواهی گرفت

ومرا قبل از آنکه درمرداب اندوه غرق شوم نجات خواهی داد

عشق مرا خواهی ستود

ودرباغ کوچک قلبم؛ گل امید خواهی کاشت

  تنها چیزی که برایم ارزشمند است  تو هستی.

تویی که نمی توانم حتی در خیالم

به بی توبودن حتی برای یک لحظه کوتاه فکر کنم.

نمی دانم تا کی باید صبر کنم

اما دوباره صبرمی کنم

چون عادت کرده ام یاد بگیرم

غیرازصبرکردن وتسلی یافتن باخاطرات

زیبایت چاره ای ندارم

نیامدنت قلبم راسخت می فشارد

اما به امید آمدنت تا لحظه مرگ می مانم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط دل شکسته ه ه ه...  |